شهرام شکیبا ـ بعد از اندكی تأخیر مجدداً آمدهام تا در خدمت باشم. درست وقتی كه همه زدهاند گاراژ، بنده از گاراژ بیرون آمدهام. پس طبیعی است كه در اولین اقدام نام اسلامشناس برجسته، اسفندیار رحیممشایی را در لابهلای خبرها جستوجو كنم تا بپردازم به شرح و تفسیر آخرین بیانات حضرتش. حالا حرفها مال چند روز پیش است؟ باشد. عتیقه هرچه كهنهتر باشد، گرانبهاتر میشود. وانگهی مردان خدا كه با شدت هرچه تمامتر پرده پندار را دریدهاند، در قید زمان و مكان نیستند.

«ایلنا» نوشته بود كه این اسلامشناس برجسته كه در حاشیه برجستگی اسلامشناسیاش، مسئول دفتر رئیسجمهور نیز هست، در مراسم تودیع و معارفه معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور گفته است: «اینكه دولت در مورد كار اطلاعرسانی كمكاری كرده است، منصفانه نیست. البته اینكه نسبت به حجم كار دولت، كار اطلاعرسانی مطلوب صورت نگرفته است، درست است، ولی این به معنی كمكاری دولت نیست.»
1- بالاخره چی درست است و چی نادرست؟ لطفاً هرچه سریعتر یك لیست از درستها و نادرستها تهیه كنید. فقط اطلاعات لیست مزبور را مثل آنتیبیوتیك هر 8 ساعت یك بار «بهروز» كنید.
چون اخیراً سرعت تعویض جایگاهها در لیست درستها و نادرستها خیلی سریع شده، جماعت سردرگم میشوند یك وقت، خدای ناكرده.
2- فرض میكنیم در كوره آجرپزی 8 كامیون آجر تولید كردهایم. سه كارگر داریم كه شغلشان روزانه بار زدن 8 كامیون آجر است. اما با جای 8 كامیون 6 كامیون بار میزنند. بالاخره كارشان مطلوب بوده یا نه؟ كمكاری كردهاند یا پركاری؟
3- چرا عادت كردهایم در جلسات تودیع و معارفه هر دو طرف را راضی نگه داریم؟ آنكه عوض میشود یا خوب كار كرده، یا بد.اگر خوب كار كرده كه باید بماند. اگر هم بد كار كرده كه باید برود. همین.
مشایی با بیان این كه حجم سنگینی از تهاجم تبلیغاتی علیه دولت در جریان بوده كه در نوع خود بیسابقه بوده است، گفت: «این در حالی است كه رئیسجمهور در انتخابات دوره اول حتی حاضر نشد یك عكس برای انتخابات بگیرد، چون اعتقادی به این كار نداشت و همین نگاه در كارهای دیگر دولت نیز ظهور داشت.»
1- «دوره اول» نه و «دوره نهم». نمیدانم چرا بعضیها فكر میكنند فقط خودشان موجود زنده به حساب میآیند. والله این مملكت 8 دوره دیگر هم انتخابات ریاست جمهوری داشته. چرا جماعت دوست دارند همه تاریخ را به «قبل از خودشان» و «بعد از خودشان» تقسیم كنند؟
2- آقای احمدینژاد آن وقت كه شناخته شده نبودند، حتی یك عكس هم حاضر نشدند از خودشان برای تبلیغات بیندازند. اما وقتی چهار سال در رأس اخبار بودند، آن همه عكس دست مردم دادند از خودشان... و یكباره شدیداً به آنچه قبلاً بدان معتقد نبودند، اعتقاد پیدا كردند. چرا؟
مسئول دفتر رئیسجمهور با اشاره به ویژگیهای مثبت احمدینژاد گفت: «آقای احمدینژاد فردی باهوش و انسانی استراتژیست و طراح است. دوست دارم فرصتی داشته باشم تا شخصیت آقای احمدینژاد را در تلویزیون تبیین و تشریح كنم و بگویم این شخصیت كیست.»
1- به خاطر داشته باشید كه چندی پیش هم آقای محمود احمدینژاد، آقای اسفندیار رحیممشایی را یك شخصیت خاص و اسلامشناس برجسته دانسته بود. به نظر شما این دو یار قدیمی توی خانه همدیگر را چی صدا میكنند؟
2- خیلی خوب است كه اسلامشناس برجستهای چون آقای مشایی در تلویزیون شخصیت آقای احمدینژاد را تبیین و تشریح كنند. شبكههای تلویزیون معمولاً دارای گروههایی با عناوین «سیاسی»، «اقتصاد»، «معارف»، «اجتماعی و سرگرمی» و... هستند. آیا یكی از همین گروهها را برای برنامه ویژهشان انتخاب میكنند یا یك گروه «تبیین شخصیت رئیسجمهور توسط رئیس دفترشان» باید تأسیس شود؟
اسفندیار رحیممشایی، اسلامشناس برجسته، درباره رقابتهای انتخاباتی و رقیبان احمدینژاد در انتخابات دهم گفت: «بر این اساس، آنها قدرت مقابله نداشتند. زیرا خود را میشناختند كه حتی اگر به پیروزی برسند نیز نمیتوانند این حجم كار را انجام دهند، چرا كه اینكاره نبودند. آنها فقط دو تا سه ساعت در روز را باید به سر و صورت خود میرسیدند و دغدغه گروهی داشتند.»
1- منبع اطلاعاتی آقای رحیممشایی كیست و اساساً چه كسی با كرونومتر بغل دست رقبای احمدینژاد میایستاده تا ركورد آرایش روزانه سروصورت آنها را ثبت كند؟
2- تازه این فقط زمان آرایش سروصورت آقایان بوده. كاش منابع اطلاعاتی كورنومتر به دست آقای مشایی یك گزارش هم از ساعات مانیكور، پدیكور، آبرسانی به پوست، كاشت ناخن، حمام رفتن و نظافتهای دیگر و غیره جماعت رقیب تهیه میكردند. تازه اینها بدون احتساب ساعات و دقایق معمول برای رفتن به دستشویی است كه جمع كلش در شبانهروز كلی وقت میگیرد.
3- آقای رحیممشایی مطمئن هستند كه رقبای آقای احمدینژاد خانمها جنیفر لوپز، شارون استون و آنجلینا جولی نبودهاند؟ چون تا جایی كه بنده مطلعم این جماعت آرایششان این قدر طول میكشد. ولی چون «رجل سیاسی» به حساب نمیآیند، طبعاً نمیتوانند در انتخابات ریاست جمهوری ایران كاندیدا شوند.
اسفندیار رحیممشایی، اسلامشناس برجسته: «سفرهای استانی از جهت فلسفه سیاسی، روانشناسی اجتماعی و مدیریت در حد دكترا مبانی دارد و مطمئنم اگر یك كار علمی در این خصوص انجام شود، در دانشگاههای دنیا تدریس خواهد شد.»
1- پیشنهاد ایشان برای شرح دروس، رشته حقوق در دوره دكترای دانشگاه آكسفورد، چند واحد سفر استانی است؟
2- بنده یك عموی ناتنی دارم كه 35 سال است كه توی جادههای ایران رانندگی میكند و طبیعتاً به همه جای ایران سفر كرده. با این حساب آیا ایشان جزو چهرههای ماندگار در فلسفه سیاسی یا روانشناسی اجتماعی یا مدیریت به حساب میآیند یا نه؟ لطفاً زودتر اعلام كنید كه حق و شأن علمی بنده خدا ضایع نشود.
3- بسیار سفر باید، تا شخص شود دكتر!
4- بنده به 7، 8 استان بیشتر سفر نكردهام. آیا میتوانم درخواست یك معادل لیسانس فلسفه سیاسی بكنم یا نه؟
5- یك دوستی دارم كه ماهی سه مرتبه میرود شمال. چون آنجا ویلا دارد. لطف كنید یك فوقدیپلم روانشناسی اجتماعی یا فلسفه سیاسی هم با گرایش مازندرانشناسی بدهید به آن بنده خدا. چون دیپلمه است به او «زن» نمیدهند.
6- آیا این سفرها از جنبههای برجسته اسلامشناسی هم قابل بررسی هست یا نه؟


