تبليغاتX
یک مدیر دات کام
مراحل آماده سازی تحقیق یکشنبه یازدهم بهمن 1388 19:46
مراحل چهارگانه آماده سازي يك تحقيق يا پروژه دانشگاهي در ايران

1-     CTRL + A

2-     CTRL + C

3-     CTRL + V

4-     CTRL + P
نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

كاريكاتور تورم متورم!!! سه شنبه بیست و نهم دی 1388 19:21

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

اصلاح الگوي مصرف دوشنبه چهاردهم دی 1388 20:1

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

درمحضراسلام شناس برجسته"مشایی"! یکشنبه سیزدهم دی 1388 21:48

شهرام شکیبا ـ بعد از اندكی تأخیر مجدداً آمده‌ام تا در خدمت باشم. درست وقتی كه همه زده‌اند گاراژ، بنده از گاراژ بیرون آمده‌ام. پس طبیعی است كه در اولین اقدام نام اسلام‌شناس برجسته، اسفندیار رحیم‌مشایی را در لابه‌لای خبرها جست‌وجو كنم تا بپردازم به شرح و تفسیر آخرین بیانات حضرتش. حالا حرف‌ها مال چند روز پیش است؟ باشد. عتیقه هرچه كهنه‌تر باشد،  گرانبهاتر می‌شود. وانگهی مردان خدا كه با شدت هرچه تمام‌تر پرده‌ پندار را دریده‌اند، در قید زمان و مكان نیستند.

«ایلنا» نوشته بود كه این اسلام‌شناس برجسته كه در حاشیه برجستگی اسلام‌شناسی‌اش، مسئول دفتر رئیس‌جمهور نیز هست، در مراسم تودیع و معارفه معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور گفته است: «اینكه دولت در مورد كار اطلاع‌رسانی كم‌كاری كرده است، منصفانه نیست. البته اینكه نسبت به حجم كار دولت، كار اطلاع‌رسانی مطلوب صورت نگرفته است، درست است، ولی این به معنی كم‌كاری دولت نیست.»

1- بالاخره چی درست است و چی نادرست؟ لطفاً هرچه سریع‌تر یك لیست از درست‌ها و نادرست‌ها تهیه كنید. فقط اطلاعات لیست مزبور را مثل آنتی‌بیوتیك هر 8 ساعت یك بار «به‌روز» كنید.
چون اخیراً سرعت تعویض جایگاه‌ها در لیست درست‌ها و نادرست‌ها خیلی سریع شده، جماعت سردرگم می‌شوند یك وقت، خدای ناكرده.

2- فرض می‌كنیم در كوره آجر‌پزی 8 كامیون آجر تولید كرده‌ایم. سه كارگر داریم كه شغل‌شان روزانه بار زدن 8 كامیون آجر است. اما با جای 8 كامیون 6 كامیون بار می‌زنند. بالاخره كارشان مطلوب بوده یا نه؟ كم‌كاری كرده‌اند یا پركاری؟

3- چرا عادت كرده‌ایم در جلسات تودیع و معارفه هر دو طرف را راضی نگه داریم؟ آنكه عوض می‌شود یا خوب كار كرده، یا بد.اگر خوب كار كرده كه باید بماند. اگر هم بد كار كرده كه باید برود.همين.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

خیابان آرام پنجشنبه دهم دی 1388 16:32

۱- من سینما را دوست دارم. بالاخص سینما «آزادی» را. چون خاطرات زیادی دارم از آنجا. «آنجا» می‌گویم چون منظورم سینما «آزادی» ‌قدیم است. قبل از آتش‌سوزی و بازسازی. اولین بار «خیابان آرام» چاپلین را آنجا روی پرده دیدم.

2- مدتی است خیابان آزادی تهران شده است رشک‌ خیابان آرام چاپلین. داری توی خیابان راه می‌روی یکهو می‌بینی این‌وری‌ها دارند آن‌وری‌ها را می‌زنند (و اخیراً یا بالعکس). تا به خودت بجنبی اشتباه می‌شوی. یا به اشتباه از پل می‌افتی یا به اشتباه ماشین به تو می‌زند یا به اشتباه می‌گیرندت یا به اشتباه می‌برندت یا به اشتباه... اخیراً به طور کلی خیلی اشتباه می‌شود. خلاصه اینکه در بهترین شرایط زمین می‌خوری و زیر دست و پا می‌مانی و دستمال و پایمال می‌شوی.

3- «خیابان آرام» چاپلین اصلاً آرام نبود. برعکس نهند نام زنگی کافور. خیابان آرام را چاپلین آرام کرد.

4- سال‌ها پیش مهدی اخوان ثالث که در اوج ناامیدی تخلص «امید» را برای خودش انتخاب کرده بود، گفته:
نادری پیدا نخواهد شد امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

5-... و حالا که در کمال ناشکیبایی اسمم شهرام شکیباست، عرض می‌کنم:
نادری پیدا نخواهد شد، لذا
کاشکی یک چاپلین پیدا شود.

6- فقط یک مرحمت بفرمایید و به محض آرام شدن «آزادی» جناب آقای چاپلین را آزاد بگذارید تا کلاً جهان را آرام کند. چون قبلاً در یک فیلم دیگر هم این کارها را می‌خواست بکند. گفتم که من سینما را دوست دارم.

برگرفته از سایت خبر آنلاین

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |