تبليغاتX
یک مدیر دات کام
تیم ملی فوتبال چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 23:0

اصلاً بازی ایران و کره جنوبی جذابیتی برام نداره ..... از سر کار که رسیدم خونه گرفتم خوابیدم .... بیدار که شدم ایران گل اول رو زد .... بازم اصلاً برام جذاب نیست که بازی رو ببینم ..... انگار بهم الهام کردن که این بازی یا مساوی میشه یا کره می بره.... کره یک گل می زنه .... وقت زیادی برای جبران نیست ... هیچ هیجانی نیست ... هیچ هیجانی .... باز هم اما و اگر .... باز هم دقایق آخر ....

 چند ساعت دیگر باید صبر کرد تا ببینیم امیدی به آفریقا ۲۰۱۰ هست یا نه!!!!!؟  

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

حقوق شهروندی چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 17:40

داخل رستوران نشسته بودم تا غذایی که سفارش دادم آماده بشه ، تلویزیون رستوران روی شبکه خبر بود و تلفن های شهروندان محترم را درباره تظاهرات های اخیر تهران پخش می کرد. بحث اصلی این بود که باید حقوق شهروندی مردم رعایت بشه و این تجمعات باعث ضایع شدن حقوق شهروندان می شه! صحبت های جالبی بود و البته همه صحبت ها هم موافق نظرات روسای صدا و سیما پخش می شد. 

غذا که آماده شد و به سمت خونه حرکت کردم با خودم فکر کردم :قطع اینترنت ، قطع کردن اس ام اس ، قطع کردن خط های موبایل ، مختل کردن شبکه های ماهواره ای ، ارسال امواج مخرب ، فیلترینگ گسترده سایت ها و وبلاگ ها و .... و برخورد وحشیانه با مردمی که از حق مدنی خود دفاع می کنند جزو حقوق شهروندی بحساب نمی آید؟

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

انتخابات هم تمام شد شنبه بیست و سوم خرداد 1388 16:39

تقلب بود یا نبود یا هر چیز دیگه .......... انتخابات تمام شد. بااینکه هزاران سوال در سرم هست و مطمئنم بی پاسخ خواهد ماند ولی نتایج را قبول !!!! می کنم و هیچ حرفی برای زدن ندارم .

هر چند که دلم خیلی گرفته و هنوز متعجب هستم ولی به زندگی عادی برمی گردم. انتخابات تمام و بازگشت به زندگی عادی ...........

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

22 خرداد چهارشنبه بیستم خرداد 1388 19:32

22 خرداد پای صندوق های رای

به امید پیروزی ... صبح نزدیک است

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |

درود بر نخست وزیر امام (ره) دوشنبه هجدهم خرداد 1388 2:16

در مناظره میرحسین موسوی و مهدی کروبی ، ميرحسين موسوی گفت : « ما امروز با يك پديده شگفت‌انگيزي در كشور روبه‌رو هستيم كه توي دوربين و رو به شما مردم نگاه مي‌كند و «سياه» را «سفيد» مي‌گويد، توي دوربين نگاه مي‌كند و مي‌گويد دو دو تا نمي‌شود چهارتا ، مي‌شود شش تا....

نوشته شده توسط هادي رخش بهار  | لینک ثابت |